وَقتــﮯ چتــ ـ ـرت خُداسـتـــ بُگذار تا اَبرِ سَرنِوِشتـــ هَرچــ ـ ـه میخـ ــ ــواهد بـبـ ـــ ـارَد

 
 
مهم نیست ...
|


مهم نیست چی شده و یا چی میشه !!

مهم اينه آدم وقتي رجوع ميكنه به خودش، بدهكار خودش نباشه! يعني كم نذاشته باشه! قواعد بازي رو رعايت كرده باشه! حتي اگه رعايتش نكرده باشن... !!


نویسنده : ЯДҗŦїπ
تاریخ : جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۹۲
زمان : 14:8
زنگ تفریح
|


دختری که بهترین دوستش مامانش هست رو باید گذاشت رو ترازو، هموزنش اونور طلا ریخت، بعد باهاش ازدواج کرد، بعد بچه دار شد...

***

دلم واسه بچگیم تنگ شده ،

.

واسه اونوقتهایی که راحت میذاشتند برم تو مجلس زنونه
خیلی دلم تنگ شده برا اون دوران،میفهمید؟ :| :|



:: موضوعات مرتبط: زنگ تفریح
نویسنده : ЯДҗŦїπ
تاریخ : پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲
زمان : 16:40
به سلامتی خودم :دی
|


سلامتی فروردینی ها که با نگاشون دیوونت میکنن،با صداشون اروم...
سلامتی فروردینی ها که با اتیش عشقشون کوه یخ و اب میکنن،با سرمای نفرتشون باعث خاموش شدن خورشید میشن...
سلامتی فروردینی ها که همه میگن مغرور و خودخواهن ولی ته دلشون یه معرفت و مهربونی خاصی دارن که جلو خیلی از طوفانارو گرفته....
سلامتی فروردینی ها که مثل الماس با ارزش و خاص و کمیابن....


نویسنده : ЯДҗŦїπ
تاریخ : چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲
زمان : 13:1
دختر نیستم ...
|

دُختر نیستم، همیشه خانواده پشتم باشن
دُختر نیستم 5000 تا فرند داشته باشم
دُختر نیستم بی کیفیت ترین عکسم ثانیه ای 4 تا لایک بگیره....
دُختر نیستم روزانه 30 40 نفر سعی کنن باهام دوست شن و منم با ناز بگم نَه!

نه عزیزم من پسرم یعنی:

عکسام به زور 30 تا لایک میگیره
همه فرندام رفیقام هستن و غریبه توش نیس
تا به کسی پی ام ندم، کسی نمی پُرسه زنده هستی یا مُردی......!!!!

پسر بودن، یعنی مامان بابا تا دبستان
پسر بودن یعنی فقط 2 بار فرصت برای کنکور
پسر بودن یعنی 2 سال سربازی
پسر بودن یعنی فکر پیدا کردن کار برای ساختن اینده ....
دنیای پسرا پر از پیراهن های مردونه و تنهایی و رفیقاشون!
پر از تلاش برای مخفی کردن غماشون ....

من پسرم و به رفیقام حسودی نمیکنم ، ظاهر نمایی نمیکنم ، الکی واسشون کامنت نمیذارم بگم واییییییی نایس شدی عزیزم ، اگه زشت باشه میگم جمع کن این دک و پوزتو :))))
اره من پسرم و به پسر بودنم افتخار میکنم

سلامتــــــــی همه پسر های واقعی


نویسنده : ЯДҗŦїπ
تاریخ : سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲
زمان : 14:15
بعضی آدمها ......
|

بعضي آدم ها را نميشود داشت

فقط ميشود يک جور خاصي دوستشان داشت

بعضي آدم ها اصلا براي اين نيستند که براي تو باشند يا تو براي آن ها

اصلا به آخرش فکر نمي کني

آنها براي اينند که دوستشان بداري!

آن هم نه دوست داشتن معمولي نه حتي عشق

يک جور خاصي دوست داشتن که اصلا هم کم نيست

اين آدم ها حتي وقتي که ديگر نيستند هم

در کنج دلت تا ابد يه جور خاص دوست داشته خواهند شد...


نویسنده : ЯДҗŦїπ
تاریخ : دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲
زمان : 9:30
عشق بازی
|


ﻋﺸــــﻖ ﺑـــﺎﺯﯼ ﻓﻘـــﻂ ﺗـــﻮﯼ ﺭﺧﺘﺨــــﻮﺍﺏ ﻧﯿــــﺴﺖ

ﻋﺸـــﻖ ﺑـــﺎﺯﯼ ﻣﯿــــﺘﻮﻧﻪ ﺩﻗﯿﻘـــﻦ ﺍﻭﻥ ﻟﺤــــﻈﻪ ﺍﯾﯽ ﺑﺎﺷــــﻪ ﮐـــﻪ

ﯾـــﻪ ﺯﻥ ﺑـــﺎ ﺩﻗـــﺖ ﺁﺳﺘﯿــــﻦ ِ ﻣــــﺮﺩ ﺭﻭ ﺳــــﻪ ﺗـــﺎ ﻣﯿـــﺰﻧﻪ ﮐـــﻪ ﺗــﺎ

ﺁﺭﻧـــﺞ ﺑـــﺎﻻ ﺑﯿـــﺎﯾﺪ .....

ﻭ ﯾـــﺎ ﻭﻗﺘــــﯽ ﻣــــﺮﺩ ﻣﻮﻫــــﺎﯼ ﺯﻥ ﻣــــﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗــــﺸﻮ ﺭﻭ ﺑـــﺎ

ﺩﺳــــﺘﺎﺵ ﻣﯿﻔﺮﺳﺘــــﻪ ﭘﺸـــﺖ ﮔﻮﺷــــﺶ ...

ﻭ ﻓﻘـــﻂ ﻭ ﻓﻘـــﻂ ﯾــﻪ ﻧﮕـــﺎﻩ ﻣﻌﺎﻣﻠــــﻪ ﻣﯿــــﺸﻪ ....

ﮐـــﻪ ﺑـــﻪ ﻫﻤـــﻮﻥ ﻧﮕــــﺎﻩ ﻣﯿـــﺸﻪ ﺟــــﻮﻥ ﺳﭙـــﺮﺩ ﺗـــﺎ ﺁﺧـــﺮ ِ ﻋـــــمر ....


نویسنده : ЯДҗŦїπ
تاریخ : شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲
زمان : 22:21
فرشته ای از جنس آدم ...
|


کودکی که آماده تولد بود ، نزد خدا رفت و از او پرسید :

« می گویند که شما مرا به زمین می فرستید ؛ اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم ؟!»

خداوند پاسخ داد :

« از میان تعداد بسیاری از فرشتگان ، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام او در انتظار توست و از تو نگهداری خواهد کرد »

« شنیده ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی می کنند . چه کسی از من محافظت خواهد کرد ؟»

فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد ، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود

کودک با نگرانی ادامه داد :
« اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ، ناراحت خواهم بود»

خداوند لبخند زد و گفت :
« فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد کن را خواهد آموخت ؛ گرچه من همیشه در کنار تو خواهم بود »

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صدایی از زمین شنیده می شد . کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند .

او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید :
‌« خدایا ! اگر من باید همین حالا بروم ، لطفا نام فرشته ام را به من بگویید »


‌« نام فرشته ات اهمیتی ندارد . به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی .»

منبع:
بارانی برای فردای کویر



نویسنده : ЯДҗŦїπ
تاریخ : جمعه بیستم دی ۱۳۹۲
زمان : 17:43
فرق من با بقیه ...
|



فرق من با بقیــ ــ ـ ـه رو کســ
میفهمه که فــــــرق داره برام با بقیـ ــ ــ ــه !!


نویسنده : ЯДҗŦїπ
تاریخ : پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲
زمان : 15:27
خداحافظ نگو
| | ادامه مطلب...

خداحافظ  نگو وقتی هنوزدرگیر چشماتم
خداحافظ  نگو وقتی تاهرجا باشی همراتم
تواون گرمای خورشیدی که میری روبه خاموشی
نمی دونی چقدر سخته شب سرد فراموشی

شبی که کوله بارترو میون گریه میبستی
یه احساسی به من می گفت هنوزم عاشقم هستی
خداحافظ  نگو وقتی هنوز درگیر چشماتم
خداحافظ نگو وقتی تاهرجاباشی همراتم
چراحالت پریشونه چرا مایوسو دل سردی
خداحافظ  نگو وقتی هنوزم میشه برگردی

تویادت رفته اون روزا یکی  تنها کست میشد
خداحافظ  که می گفتی خدا دلواپست میشد

خداحافظ  نگو هنوز درگیر چشماتم
خداحافظ  نگو تاهرجا باشی همراتم


پ.ن : این آهنگو خیلی دوست دارم ... بدون مناسبتم نذاشتم ...


نویسنده : ЯДҗŦїπ
تاریخ : چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲
زمان : 21:22
حاضر ، غایب
|


دلم برای حضور و غیاب های مدرسه تنگ شده است!!
انگار اون موقع مهم بود که من باشم یا نباشم...


نویسنده : ЯДҗŦїπ
تاریخ : چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲
زمان : 13:25
دلم ...
|

از "بدرقه ها" خسته شده ام  ...

دلم کمی "استقبال" میخواهد ...


نویسنده : ЯДҗŦїπ
تاریخ : سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲
زمان : 20:22
یاد سهراب بخیر ...
|

صدای آب می آید،
مگر در نهر تنهایی چه می شویند؟
لباس لحظه ها پاک است

میان آفتاب هشتم دی ماه
طنین برف، نخ های تماشا، چکه های وقت
طراوت روی آجرهاست، روی استخوان روز

چه می خواهیم؟
بخار فصل گِردِ واژه های ماست

دهان گلخانه فکر است

سفرهایی ترا در کوچه هاشان خواب می بینند
تو را در قریه های دور مرغانی به هم تبریک می گویند

چرا مردم نمی دانند
که لادن اتفاقی نیست،

نمی دانند در چشمان دُم جُنبانک امروز
برق آبهای شط دیروز است؟

چرا مردم نمی دانند
که در گُل های نا ممکن هوا سرد است؟

هشت كتاب - دفتر: حجم سبز - شعر: آفتابى


نویسنده : ЯДҗŦїπ
تاریخ : سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲
زمان : 20:14
!!!!!
|

دختر خانومای عزیز .....بخدا با "عجیجم" میشه کنار اومد... با"عجقم" میشه کنار اومد... به این برکت با "چیتال میتونی " میشه کنار اومد... ولی دیگه با
"دوسد دالم یه خُلده ، قد یه سوکس مُلده ، سلت کلاه گذاشتم ،سوکسه هنوز نمُلده "
نمیشه ، والا نمیشه، بلا نمیشه!!!

پ.ن : :))))))) یاد یه چیزی افتادم تا اینو خوندم :))))))


نویسنده : ЯДҗŦїπ
تاریخ : یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲
زمان : 14:11
زندگی بی التماس
|

زندگی میکنم ...
حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!
چون این زندگی کردن است که
بهتریــــــــــــــن های دیگر را برایم میسازد
بگذار هر چه از دست میرود برود؛
من آن را میخواهم که به
التمـــــــــــــــــاس
آلوده نباشد،
حتی زندگـــــــــــــی را


نویسنده : ЯДҗŦїπ
تاریخ : یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲
زمان : 14:8
مرذ باشیم!
|


این بار اگر زن زیبارویی را دیدید ..

هوس را زنده به گور كنید ..

و خدا را شكر كنید برای خلق این زیبایی ..

زیر باران اگر دختری را سوار كردید ..

 جای شماره به او امنیت بدهید ...

او را به مقصد مورد نظرش برسانید
..
نه به مقصد مورد نظرتان ..

هنگام ورود به هر مكانی ..

با لبخند بگویید: اول شما ...

در تاكسی خودتان را به در بچسبانید نه به او ..

بگذارید زن ایرانی وقتی مرد ایرانی را در كوچه خلوت می بیند

احساس امنیت كند نه ترس ..

بیایید فارغ از جنسیت .. كمی مرد باشید!


نویسنده : ЯДҗŦїπ
تاریخ : چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲
زمان : 22:48